غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

45

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

آورد بقيهء اركان دولت و اعيان حضرت ، او را از حكومت معاف داشته خسرو پرويز را بر سرير ايالت نشاندند . از سخنان او است كه : كافر نعمت در معرض سخط خالق و ذم خلايق است . خسرو پرويز به وفور عظمت و كثرت حشمت از ساير اكاسره ممتاز و مستغنى بود چنانچه گويند كه پانزده هزار كنيزك مطربه خدمتكار و شش هزار خادم و حارس داشت و بيست هزار و پانصد اسب عربى و رومى و استر زينى در طويلهء او جو مىخوردند و شصت زنجير فيل در فيلخانهء او بود . در ايام سلطنت او فيل سفيد در ايران بچه آورد با آن‌كه فيل را در ايران تولد معهود نبود ، و طلاى دست افشار كه چون موم نرم بود مخصوص پرويز بود ، و باربد گوينده كه در موسيقى و ادوار نظير نداشت در بزم او به سر مىبرد . از سخنان او است كه : سه درد را دوا نيست : درويشىاى كه قرين كاهلى بود ، و دشمنىاى كه با حسد آميخته باشد و بيمارىاى كه مقارن پيرى بود . هم او گويد كه شكركننده را نعمت دهيد و نعمت‌دهنده را شكر گوئيد . و كلمهء الفرار فى وقته ظفر را بعضى به او منسوب مىدارند . بيت گريز به هنگام سر بر به جاى * به از پهلوانى سر زير پاى بعد از انقضاى ايام دولت خسرو ، شيرويه و اردشير و شهريار و پوراندخت - كه بورانى منسوب به دو است - و آزرميدخت و كسرى بن جسنس و فرخ زاد به نوبت سلطنت كردند و يزدجرد بن شهريار كه آخرين ملوك عجم بود در زمان خلافت عمر كشته شد و از آن طبقه جز نام و نشان نماند . وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ . « 1 »

--> ( 1 ) . قرآن كريم : آل عمران آيهء 140 .